
من کودکم یاد آور بهاران روشن تر از رخسار سبزه زاران می آیم از کانون عشق و ایمان از سرزمین ایران، از سرزمین ایران، از سرزمین ایران
دامان او، دامان اولینم والاترین گهواره ی یقینم در گوش جان آواز جویبارش لالای دلنشینم …
از کوه او آزادگی گرفتم از چشمه سارش سادگی گرفتم دور از غرور، از شاخه های پر بار افتادگی گرفتم، افتادگی گرفتم
ایران! تو آن خرم ترین بهشتی با آب و خاکت، روشنی سرشتی با خط خوانا در کتاب تقدیر تاریخ را نوشتی … تاریخ را نوشتی …
در دامنت آموختم الفبا خواندن، نوشتن، حرف و صوت و آوا پروردی ام با مهر و تندرستی از جان و تن توانا
ایران، تو را همواره می پرستم من نونهالم، ریشه در تو بستم ای مادر آزاده، از تو زادم از هستی تو هستم …
******
کانون فرهنگی وتربیتی مودت ...
ما را در سایت کانون فرهنگی وتربیتی مودت دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 27